چهارشنبه، 28 آذر 97

بیمه، اکسیر روح‌افزای کشاورزان

بیمه، اکسیر روح‌افزای کشاورزان

پاییز ۱۳۸۳ را هرگز از یاد نمی‌برم. گله بسیار سرپنجه و مرتبی داشتم؛ 30هزارقطعه مرغ تخم‌گذار نژادهای-لاین سفید با رکورد تولید بسیار عالی و پیک۹۶ درصدی! (دوستانیکه با این رشته فعالیت آشنایی دارند بیش‌تر متوجه منظورم می‌شوند).اوضاع به‌حدی روبه‌راه و مساعد بود که شخصاً نقطه ضعف کار را فراموش کرده بودم. چند ماه قبل، پس از انتقال پولت‌ها به مزرعه، برای بیمه گله به شعبه بانک کشاورزی مراجعه کرده بودم امّا موفق به انجام کار نشدم. بعداز تعطیلات عید آنسال هم گفته شد که متأسفانه اعتبار لازم برای بیمه کشاورزی به اتمام رسیده است! آنوقت‌ها مثل امروز نبود که جوجه‌ها از یک‌روزگی تحت پوشش بیمه اجباری قرار بگیرند. باری، چند روزی از مهر‌ماه آن سال نگذشته بود که آنچه نباید، اتفاق افتاد؛ بیماری حاد به سراغ گله آمد و ظرف کم‌تر از یک‌ماه روزگاررا جلو چشمان بهت‌زده ما تیره و تار ساخت. از آنروز به بعد، دیگر آب خوش از گلویمان پایین نرفت که نرفت!این خاطره کوتاه مربوط به کسب و کار شخصی را برایتأیید و تأکید بر نقش صنعت بیمه بازگو نکرده‌ام،بلکه انگیزه اصلی من معرفی بیش‌تر خود به مخاطبان مطلب بوده است و این‌که خواننده محترم، نگارنده این سطور را صرفاًیک نظریه‌پرداز منّورالفکر تصور نکند و مستحضر باشد که حقیر، سال‌های متمادی گردوغبار مزرعه و کار در بخش کشاورزی را با خود یدککشیده و می‌کشم.اساساً هرکجا که مفاهیمی همچون ریسک، مخاطره یا عدم اطمینان مطرح باشند، بلافاصله واژه دلپذیر «بیمه» به مخیله انسان خطور می‌کند. بدیهی است بخش کشاورزی به واسطه سروکار داشتن با طبیعت زنده و آسیب‌پذیری محصولات آن، در رأس فعالیت‌های پر مخاطره اقتصادی، نیاز وصف‌ناپذیر و حیاتی به این اکسیر روح‌افزا دارد. نخستین نکته‌ای که از این تعبیر ساده برمی‌آید آن است که «بیمه» موجب دل‌آسایی و تسلای خاطر می‌شود. تکیه‌گاهی برای برخاستن، هنگامیکه چرخ گردون بر زمینت می‌زند. قوت قلبی در برابر ناملایمات و بلایای روزگار. مع‌الوصف، همواره باید به خاطر داشته باشیم که «بیمه» یک تعامل دوسویه است و برای پایداری و تداوم آن لازم است تا هر دو طرف این ارتباط یعنی بیمه‌گر و بیمه‌گذار از چنین رابطه‌ای منتفع شوند، ولی مسلّم است که این معادله همیشه جواب نمی‌دهد؛ به ویژه وقتی قرار باشد این تعامل در عرصه‌ای طوفان‌زا همچون کشاورزی اتفاق بیفتد!اصولاًمسأله بیمه درباره محصولات کشاورزی به مراتب پیچیده‌تر و حساس‌تر است،به طوریکه حتی در جوامع پیشرفته با سابقه بسیار درخشان در صنعت بیمه و کشاورزی مدرن مانند استرالیا نیزگاه شاهد ورشکستگی بیمه‌گران مستقیم هستیم!درحقیقت «بیمه» یک صنعت تمام‌عیار و نظیر هر صنعت دیگری دارای چرخه حیات اقتصادی تعریف شده‌ای است و چنانچه تراز مالی و اقتصادی آن دستخوش بی‌ثباتی شود، نخواهد توانست به فعالیت و روند حیاتی خود ادامه دهد؛ اما باید توجه داشت که تقریباًدر همه کشورهای دنیا، بیمه بخش کشاورزی، از نوع بیمه‌های حمایتی و یارانه‌ای است. دلایل حمایت ویژه از تولیدات کشاورزی روشن است؛از جمله این‌کهاین بخش مسئول اصلیتأمین امنیت غذایی جوامع است و چنانچه چرخ فعالیت آن در کشوری از کار بیفتد، چندین و چند برابر هزینه‌های حمایتی را می‌بایست صرف تأمین غذای مردم از طریق واردات کنند. علاوه بر این، سهم بسیار قابل توجهی از ارزش افزوده ملی و اشتغال کشورهای مختلف دنیا، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به بخش کشاورزی است؛مثلاًدر کشور ما که ظاهراً درآمدهای نفتی حرف اول را در اقتصاد ملی می‌زند،حدود ۳۲ درصد تولید ناخالص داخلی متعلق به کشاورزی و کسب وکارهای وابسته به آن است. بنابراین بیمه کشاورزییکی از عناصر اصلی سبد حمایتیدولت‌ها نسبت به بخش کشاورزی است، ولییادمان باشد که قرار نیست و نباید این روندبه لحاظ کمی و اعتباری، سیر صعودی داشته باشد، بلکه قطعاً لازم است با تلاش‌های مستمر و اصلاح زیرساخت‌های اساسی، ضریب ریسکسرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی به استاندارد جهانی آن نزدیک شود. البته درسال‌های اخیر تلاش‌های قابل توجهی در جهت آسیب‌شناسی و ارائه طرح‌ها و راهکارهای مناسب در این زمینه به عمل آمده است وهمچنان نیز ادامه دارد، ولی ظاهراً هنوز نسخه شفابخشی برای حل معضلات موجود به دست نیامده است. و اما ناگفته‌ها؛ نخستین‌باریکه مسألهبیمه محصولات کشاورزی در یک سند قانونی در کشورمان مطرح شد، مربوط به سال۱۳۴۶ و آنهم در اساس‌نامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران مصوب مجلسین شورای ملی و سنا بوده است. در بند ۱۸ ماده ۳ این سند که پیرامون کارکردها و عملیات راهبردی سازمان مذکور است می‌خوانیم:بررسی و فراهم کردن تسهیلات یا عقد قرارداد با موسسات بیمه به منظور:الف- بیمه کردن دام و محصولات کشاورزی؛ب- بیمه کردن کشاورزان در مقابل امراض، از کارافتادگی و بازنشستگی.

اگرچه این وظیفه هرگز توسط سازمان موصوف محقق نگشته؛ اما منطق نهفته در آن، که از نمونه‌های موفق جهانی الگوبرداری شده، این اصل مغفول در قانون و اساس‌نامه صندوق بیمه کشاورزی ماست که «وجود یک حلقه واسط در بحث بیمه کشاورزی، میان بیمه‌گر و کشاورزان (به دلایل متعدد) قطعی و الزامی است» و تقریباً در اقصی نقاط دنیا به همین روش عمل می‌شود. اصولاً موضوع بیمه در کسب و کارهای مختلف، علی‌الخصوص کشاورزی، دارای ابعاد حقوقی و مالی نسبتاً پیچیده‌ای است که ورود به آن از طریق تشکل‌ها و نهادهای صنفی، شرایط را هم برای بیمه‌گر و هم بیمه‌گذاران، تسهیل و پایدار کرده، چالش‌ها و تبعات حقوقی-اجتماعیمربوط به تعامل دوطرف را به بهترین نحو ممکن مدیریت می‌کند.مسأله حائز اهمیت دیگریکه در مجموعه یافته‌های پژوهشگراناثر چندانی از آن دیده نمی‌شود، آن است که نقش حمایتیدولت‌ها عموماً فراتر از بیمه‌گری مستقیم و چیزی شبیه به بیمه‌گری اتکایی (ونه دقیقاً مانند آن) است.

هرچند که به موجب اسناد و قوانین بالادستی، دولت مکلف به واگذاری تصدیگری‌ها به بخش مردمی است؛ اما متأسفانه اصرار بر تداوم روش‌ها و مناسبات سنتی در این زمینه کماکان وجود دارد! درصورتیکه دلایل واضح فراوانی برای تغییر در این شیوه تعامل به چشم می‌خورد و قطعاً با ایجاد فضای رقابتیمی‌تواند شرایط را به نفع کشاورزان و تولیدات کشاورزی ما رقم بزند و شاید مهم‌ترین اثر مثبت آن، قرار گرفتن دولت در جایگاه اصلی خود یعنی حمایت و نظارت عالیه بر این فرآیند و رهایی از تصدیگری‌های پرحاشیه خواهد بود.

احتمالاً شما نیز با بنده هم‌عقیده‌اید که بسیاری از خسارات و آسیب‌های وارده به بخش کشاورزی در کشور ما، مربوطبه روش‌های نسبتاً قدیمی و معیشتیکشاورزی است که با اعمال مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح در فرآیندهای تولید و حرکت در مسیر کشاورزی پیشرفته، قابل کنترل و پیشگیری هستند. مضافاً، تجارب ملی و بین‌المللی به ما می‌گویندکه توانمندسازی واقعیکشاورزی، تنها از راه هم‌افزایی میان فعالان و بهره‌برداران بخش و تشکیل زنجیره‌های تولید توسط تشکل‌های اقتصادیمردم-نهاد حاصل می‌شود، لذا می‌طلبد که قسمتی از تلاش‌های متولی دولتی در بیمه کشاورزی، معطوف به این امر مهم باشد و طرح‌های ویژه تشویقی و پرمزیت بیمه‌ای صرفاً به واحدهای تولیدی متشکل در زنجیره‌ها اختصاص داده شوند.

همان‌گونهکه گفته شد، صنعت بیمه اساساً برای مواجهه با حوادث غیرمترقبه و سلبی ایجاد شده و قرار است ابزار «بیمه» کمک‌حال مدیریت یکسیستم باشد نه جایگزین آن! بنابراین «طرح‌های بیمه‌ای» ارائه شده حتماً می‌بایست طوری تدوین شوند که بیمه‌گذاران را به سمت تقویت توان مدیریتی بنگاه‌های خود هدایت کرده و امتیازات اصلی شامل موارد غیرمدیریتی باشند. با همه این تفاسیر، توصیه اینجانب برای اقدام کوتاه‌مدت آن است که «طرح نوین بیمه پایه» صندوق بیمه کشاورزی به عنوان یک طرح الزامی و محوری، ضمن تعمیم و گسترش به اقلام پرمزیت در زیربخش‌های مختلف، هم از طرف صندوق و هم از سویبهره‌برداران و تشکل‌های مربوطه مورد توجه جدی قرار گیردتا از این طریق حوادث و اتفاقات حاد و تأثیرگذار مانند آنچه برای مرکبات شمال و انار ساوه در سال زراعی گذشته رخ داد، تحت مدیریت و ساماندهی شایسته قرار گیرد. توافق اخیر صندوق بیمه با نظام صنفیکشاورزی، چنانچه با جدیت و توأم با برنامه‌ریزی اجرایی پیگیری شود، شاید بتواند بسترلازم برای این امر مهم را فراهم آورد.

منبع: 
روابط عمومی و بین الملل
کلمات کلیدی: 

ارسال نظر جدید